می دونی تنها کسی که....
هر چی دعوات کنه!
کوچیکت کنه!
تحقیرت کنه !
متلک بهت بندازه!
کس دیگه رو بزنه تو سرت !
وقتی میاد خونتون ......
مجبوری به خاطرش کاراتو کنسل کنی هر چی هم مهم باشه!
جلوش همه کاری نکنی و همه حرفی رو نزنی !
به خاطرش باید حرفهایی رو که می زنه را قبول کنی !
و حرفهایی بزنی که قبولشون نداری !
دایم نصیحتت می کنه !
ولی بازم در عین حال وقتی زنگ می زنه که دارم میام خونتون و شب هم می مونم
همش دعا می کردی کاش زنگ نمی زد و غیر منتظره می اومد چون انتظار کشیدن اومدن اون سخته
و وقتی هم که داره می ره دعا می کنی کاش بازم پیشت می موند چون بهترین لحظات رو کنار اون داشتی
.....مامان بزرگ خیلی دوست دارم....
نوشته شده توسط mehrnaz در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 ساعت 13:30 موضوع | لینک ثابت
اگه مي دونستم بعد از تعطيلات سر كلاس رفتن اينقدر واسم سخته هر گز اصرار
نمي كردم اين ترم ترم آخرم بشه و 24 واحد بگيرم
آخه مي دونيد چرا:
چون:
1- ما از 15 اسفند تطيل كرديم كه از اينجا مي شه گفت كه 1 ماهي هست
سر كلاس نرفتم و سر كلاس رفتن سخته
2- قبل از 15 من سر كلاسها نمي رفتم (وقتي هم مي رفتم كه تشكيل نمي
شد مثال حسني به مكتب نمي رفت وقتي مي رفت جمعه مي رفت منم)
3-سخت تر از همه تو بعضي از درسها غيبتامو از دست دادم كه اين مورد از همه سخت تره
4-به دليل نرفتن سر كلاسها هيچ گونه جزوه اي ندارم و تصور اينكه بايد از
صبح تا شب فقط بنويسم واسم
5-حالا بماند كه از درسها هم هيچي نفهميدم و برا امتحاناتم مشكل دارم
حالا قضاوت با شما
خدايي سخت نيست!!!!!!!!!
نوشته شده توسط mehrnaz در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386 ساعت 23:14 موضوع | لینک ثابت
بايد كه تميز باشي
بايد خونه هم تميز باشه
بايد آماده پذيرايي باشي
بايد خودتو واسه سال جديد آماده كني
بازم هدفهايي داري
بازم برنامه هايي داري
بازم قول هايي رو به خودت ميدي
ولي زياد جو سال نو نگيرتت
امسالم مثل سال هاي ديگه است
بازم وقتي عيد تموم شد
بازم وقتي رفتي سيزده بدر بيرون و سبزه به آب زدي
دوباره تمام برنامه هات يادت مي ره
دوباره قولها تو فراموش مي كني
دوباره منم مي گم سال نو رو به همه تبريك مي گم
انشاالله سال خوبي رو داشته باشيد
نوشته شده توسط mehrnaz در پنجشنبه نهم فروردین 1386 ساعت 0:45 موضوع | لینک ثابت
ببینید که عقده احساسات چه می کنه!!!
ببینید عدم توجه به انسان چه کارا به سر آدم میاره!!!!
بیبند وقتی آدم می خواد جلب توجه کنه دست به چه کارا می زنه!!!
دیگه چه کنیم دیگه می خوایم بگیم متفاوتیم مگه نیستیم!!!
به خدا تقسیر من نیست که روز ۸ عید دارم مطلب واسه عید می ذارم
خوب خودتون با خدا صحبت کنید که ساعات شبانه روز رو بیشتر کنه که من
وقت کنم مطلب بذارم
البته راه های دیگه هم هست که بعدا اگه خواستید من بهتون می گم
نوشته شده توسط mehrnaz در پنجشنبه نهم فروردین 1386 ساعت 0:43 موضوع | لینک ثابت
مي دوني مزخفترين سفري كه مي توني بري چيه ؟؟
پاشي بري سفر فقط واسه اينكه چند نفر مسابقه دارند و چون تو
هم چند وقت ديگه همين مسابقه رو داري مي ري واسه تما شا و
كلي او نا رو مسخره مي كني كه اونا كه بلد نيستند مجبورند
امتحان بدن مگه
ولي همين كه بر مي گردي مي فهمي خودت همون مسابقه رو
فردا داري و چون فكر مي كردي چند ماه ديگه امتحانت هيچي
بلد نيستي
حالا برو درست كن تا بقيه مسخرات كنن
ولي جالبيش اينه هم من قبول شدم هم اونا
نوشته شده توسط mehrnaz در شنبه نوزدهم اسفند 1385 ساعت 16:44 موضوع | لینک ثابت
نمي دونم چرا وقتي به من مي رسه هر چي غم و غصه داره يادش مي ياد
ولي همين كه كسي ديگه مي ياد جوري باهاش حرف مي زنه كه انگار
نه انگار 2دقيقه بيشتر داشت از غصه مي مرد
و طوري به طرف نشون مي ده كه از اون مرفه بي درد تر كسي تو این
دنیا و اون دنیا نيست!!!!!!
نوشته شده توسط mehrnaz در پنجشنبه سوم اسفند 1385 ساعت 18:43 موضوع | لینک ثابت
اگه مي دونستم كه گريه من يكي از نقطه ضعفاي بابامه حتما از اون
خيلي زودتر تو خيلي جاها ازش استفاده مي كردم
ولي هنوز دير نيست هنوز خيلي جاها مونده........
نوشته شده توسط mehrnaz در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385 ساعت 17:27 موضوع | لینک ثابت
مي دوني بدترين احساسي كه به اطرفيان من مي ده چيه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اين كه در حاليكه دارن بدترين خدمت به من مي كنند احساس مي كنند دارند بهترين خدمت مي كنند!!!!!!!!!
و فاجعه تر از اون اينه كه
هيچ جوري دست بردار از اين خدمتا و احساساتشون نيستند!!!!!!!
نوشته شده توسط mehrnaz در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 ساعت 9:42 موضوع | لینک ثابت
مي دوني مزخرفترين آدماچه آدمايين؟؟؟؟؟
اونايي كه با اينكه مي دونن و مي دوني حرفشون چيه باز دروغ
می گن !!!!!!!!!!!
و مزخرفتر از اون اينه كه واسه دروغشونم
نوشته شده توسط mehrnaz در شنبه بیست و یکم بهمن 1385 ساعت 13:35 موضوع | لینک ثابت
بابا نمي آيد...........
اصرار نكنيد................
نمي ياد......................
صبح تا حا لا هر كاري كردم نشده!!!!!!!!
نيومده................
آخه تقصير من نيست كه نمي ياد.........
نمي ياد ديگه چي كار كنم ديگه.................
دست من نيست كه
دست حس!!!!!!!!!!!!!!!!
اينم امروز نمي دونم چرا واسه ما ناز مي كنه نمي ياد!!!!!!!!!!!!
اصلا امروز دچار افت نويسندگي واسه وبلاگ شديم!!!!!!!!!
هر كاري مي كنم............
بابا نمي ياد............
نمي ياد كه نمي ياد!!!!!!!!!!!!!
نوشته شده توسط mehrnaz در سه شنبه هفدهم بهمن 1385 ساعت 14:15 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY